تبلیغات
وبلاگ پرواز به سوی نور (خانم حیدری) - تجربه از 14 نقاشی
 
وبلاگ پرواز به سوی نور (خانم حیدری)
یکشنبه 10 بهمن 1395 :: نویسنده : مریم نظری

همه ما همسفران مسئول هستیم که این تصاویر را درک کنیم و بدانیم که مسافر چه درونی دارد. ناراحت می‌شدم که چرا انسان‌ها با جهل و ناآگاهی باعث می‌شوند درون سبزشان تیره‌وتار بشود و نظم درونی بدنشان را خراب می‌کنند.

            



با سلام و عرض ادب خدمت مرزبان گروه خانواده خانم نوشین عزیز، می‌خواهیم گفتگویی داشته باشیم در مورد خدمت زیبا و والایی که شما در شعبه شادآباد انجام دادید، به تصویر کشیدن چهارده تصویر، در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر،

امیدوارم که در مسیر درمان اعتیاد، گامی برداریم و خواننده به‌صورت مفید و مؤثر بهره بگیرد، از توجه مخاطبین نهایت سپاسگزاری رادارم و ضمنِ تشکر از خانم نوشین برای حضور در این گفتگو، پرسش نخست را مطرح می‌کنم.

۱_چه حسی شما را سوق دادکه تصاویر را نقاشی کنید ودر شعبه برای نصب آماده کنید؟

بهترین نوع آموزش که در سرتاسر دنیا به آن اهمیت خاصی می‌دهند، آموزش سمعی و بصری است؛ یعنی صوتی و تصویری به لطف خداوند کنگره هم آموزش خود را بر این مبنا پایه‌ریزی نموده ودر بخش صوتی با شنیدن کلام جناب مهندس و آقای امین وکلام راهنما واساتید محترم، وتصویری هم همین ۱۴ تصویر که دو تصویر مربوط به روی جلد و پایان جلد کتاب می‌باشد.

اگر بخواهم کامل بگویم اولین روزی که وارد شعبه انقلاب شدم برای آشنایی با کنگره تصاویر مختلفی را در راهرو دیدم و من که از کودکی علاقه‌مند به نقاشی بودم و قبل از ازدواج کار رنگ‌روغن روی بوم انجام می‌دادم جذب تصاویر شدم. البته تصاویر کتاب نبود عکس از مصرف مواد و تصاویر دیگری که کشیده شده بود مرا به خود جذب کرد. بعد از آن چند غول که نمادی از شیطان واعتیاد بود را کشیدم وبه مسافرم گفتم برای کنگره ببرد.

چند انسانی معتاد بودند وفریاد می‌زدند و دورتادور بدن برهنه آن‌ها زنجیر بسته‌شده که البته همه آن‌ها را هنوز نگه‌داشته‌ام و قسمت نشد هیچ‌وقت به کنگره بدهم.

بعدازاینکه کتاب ۶۰ درجه را خریداری کردم، ۱۲ تصویر منگنه شده بود به‌صورت جداگانه به ما داده شد و چون جدا از کتاب بود من جذب مطالب کتاب بودم.

تا اینکه وارد لژیون خانم ترانه شدم وایشان گفتند که کتاب جدید با تصاویر تهیه کنم و تصاویر را دست‌کم نگیرم و گفتند که در هنگام سفر مسافرشان تصویر هر پله وهر لحظه از سفر را به کابینت می‌زدند و وقتی از آن مرحله عبور می‌کردند تصویر بعدی را می‌زدند و خود را لحظه‌به‌لحظه در آن تصاویر می‌دیدند و مسیر سفر را بهتر درک می‌کردند.

از آن به بعد جای تصاویر را در شعبه خالی می‌دیدم و رفتم به دنبال اینکه تصاویر را بزرگ کنم وبه دیوار بزنیم که متوجه شدم هزینه آن میلیونی می‌شود و بعد تصمیم به نقاشی گرفتم ومن که سالها دست به نقاشی نزده بودم وسایلم را دوباره آوردم ورنگها را با آقای واکفی هماهنگ کردم ودست به کار شدم.

            

۲_آیا به نظر شما اگر یک نقاش معمولی این تصاویر را می‌کشید، با شما که یک فرد عضو کنگره هستید ومصرف کننده شما در این مکان رها شده، برای بیننده تفاوتی را داشت؟ توضیح مختصری بدهید.

البته کار نقاشی کاری است که تمام آن با حس انسان سروکار دارد و داریم تابلوهایی را که توانستند حس را به بیننده منتقل کنند وجهانی شدندو درخشیدند مانند تابلوی معروف لبخند ژوکوند.

اما این تصاویر تابلو نیستند وجنبه آموزشی دارند و با آن سفر وآن مراحل تغییر ‌، تبدیل وترخیص معنا پیدا می‌کند؛ بنابراین به نظر من نه فرقی نمی‌کرد اگر شخص دیگری که نقاش ماهری بود این تصاویر را بزرگ می‌کرد و دوباره می‌کشید ومی توانست و مشکلی پیش نمی‌آمد.

چون خلق تصویر مهم است نه دوباره کشیدن آن، دوباره کشیدن آن برای من که هم خودم مسافر جونز بودم و مسافرم هم مصرف‌کننده بود این تصاویر را درک کردیم خیلی جالب بود و خودم را در آن فضا کاملاً حس می‌کردم.

برای من که نقاشی می‌کردم فرق داشت تمام خطوط برای من مفهومی داشت. پسرم و دخترم موقع نقاشی می‌گفتند مامان این رنگی نیست یا اینجای تصویر اشکال دارد وتو بهتر نقاشی کن و درخت و آدم را تغییر بده. وقتی برایشان توضیح می‌دادم خیلی خوششان می‌آمد و تازه متوجه قضیه شدند و بعدازآن بابت هر چیز که می‌کشیدم باید توضیح می‌دادم که نماد چیست؟ و این بود که تفاوت کار را نشان می‌داد.

۳_چه ارتباطی با تصاویر در هنگام نقاشی پیدا کردید؟ آیا درک تصاویر توسط شما بیشتر شد؟

بله خیلی زیاد این اتفاق برایم افتاد، من نیت کردم و بعد دست به این کار زدم وشاید باور نکنید که چه چیزهایی متوجه شدم. بهترین حسی که نقاشی کشیدن به نقاش می‌دهد همان ارتباطی است که بارنگ‌ها و خطوط و...‌. برقرار می‌کند و از خلق یک تصویر لذت می‌برد.

اما این تصاویر را من خلق نکردم من فقط وفقط تصاویر را بزرگ کردم، اما تمام آن لحظات سفر برایم در طول مدت نقاشی تداعی شد. از اول می‌خواستم با کمک گرفتن از دیگران کار را سریع‌تر انجام دهم. منزل مادرم رنگ‌کار آمده بود ده متر پارچه خریدم و گفتم برایم چسب چوب بزند و رنگ کند اما کار خراب شد و دوباره پارچه خریدم و خودم انجام دادم. در سفرمان هم از ابتدا همین کار را می‌کردم ولی کار درست نمی‌شد وتا زمانی که خودم مسئولیت کار را به عهده نگرفتم سفرمان استارت نخورد، خدایا شکرت حالم منقلب می‌شود واشک در چشمانم جاری می‌شود ونمی توانم تمامی سفرمان را که با نقاشی دقیقاً مثل هم‌ می شد را بگویم و از حوصله عزیزان خارج است.

۴_تفاوت تصویر اول کتاب با آخر کتاب به نظر شما چگونه است؟

البته در این نقاشی‌ها اولین تصویر، تصویر روی جلد کتاب است، اما تصویر شماره یک مکانی را نشان می‌دهد که درواقع درون یک مسافر است که سرمایی معادل ۶۰ درجه زیر صفر دارد وهمه جا را یخ و قندیل‌های یخی فراگرفته و ماشینی که باید از این مکان عبور کند. ماشینی که مجهز نیست که این ماشین همان جسم بیمار است یعنی با جسم بیمار ودردمند وبی انرژی که همه سیستم‌های آن ازکارافتاده باید از این مکان پر دره عبور کند. پس باید از دلهره‌ها و ترس‌های خود بگذرد و سفری را آغاز کند.

ولی در تصویر آخر همان سرما وهمان یخ ودره وجود دارد، سراشیبی‌های زیادی وجود دارد اما از همه آن‌ها لذت می‌برد وما باید بدانیم زندگی آمیخته با سختی و مشکلات است و این ما هستیم که باید نگاهمان را عوض کنیم و با مشکلات طور دیگر برخورد کنیم ودر این میان راهکارها را یاد بگیریم.

۵_کدام تصویر را دوست دارید، لطفاً توضیح بدهید؟

همه تصاویر را دوست دارم. همه آن‌ها بخشی از یک مسیر راه هستند که باید از آن‌ها عبور کرد.

۶_این کار چه تأثیری بر آموزش شما داشت؟

تأثیر بسزایی داشت و من از لیدی شاکه مار کاری بابت خلق این تصاویر ممنون و سپاس گذارم.

۷_نقاشی کردن تصاویری مثل تصویر شماره ۹ در شرح درون، شمارا ناراحت و آزرده نمی‌کرد؟

چرا ولی دوستش داشتم، چون انسان را از غفلت دور می‌کند وبه همسفر نشان می‌دهد که درون مسافر چه آشفته‌بازاری است و پلیدی‌ها وجود شهر را به آشوب کشانده وهمه ما همسفران مسئول هستیم که این تصاویر را درک کنیم و بدانیم که مسافر چه درونی دارد. ناراحت می‌شدم که چرا انسان‌ها با جهل و ناآگاهی باعث می‌شوند درون سبزشان تیره‌وتار بشود و نظم درونی بدنشان را خراب می‌کنند.

۸_دیدن تصویر شماره ۱۰ مجراهای ناپیدا و حفره‌های خطرناک، به نظر می‌آید با هراس همراه است، اما در ادامه امید و رحمت الهی را به تصویر می‌کشد، نظر شما چیست؟

با دیدن این تصویر به یاد این از آیه قرآن کریم می‌افتم که می‌فرماید *واعتصموا به حبل الله جمیعاً * یعنی همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید آن‌هم با هراس والتماس زیرا شیطان بسیار تا بسیار به ما نزدیک است ولی آن همه آب نشان‌دهنده قدرت الهی است واینکه خداوند از همه طرف انسان را حمایت می‌کند. این تصویر برای من یادآور می‌شود که لحظاتی در زندگیم وجود داشت که که از همه‌جا ناامید بودم و هیچ کمکی نداشتم و خداوند تنها یار و یاورم بود.

۹_تصویر غسل در صحرا؟

بله تصویر شماره ۵ است و خیلی زیبا است ونشان دهنده این است که بدن از تمام آلودگی‌ها دور شده، ناپاکی‌ها که حتی صحرای تشنه هم آن را فرونمی‌برد ونشان دهنده این است که هیچ‌کس خریدار ناپاکی‌ها نیست وبدیها در فطرت انسان جایی ندارد زیرا الهی است، از بدن او خارج‌شده و باران هم سمبل رحمت خدا است و اینکه در تنهایی خودمان و با نیرو وتوان خودمان باید شروع به تزکیه وپالایش کنیم. تصویر خیلی توضیح دارد وعالی است.

             

۱۰_در صحبتی که با شما در این رابطه داشتم، بیان فرمودید برای من کافیست که مسافران وهمسفران راهی که طی می‌کنند در این تصاویر ببینند ودر مقابل دیدگانشان باشد، در این رابطه برایمان توضیح بدهید؟

بله هدف همین بود که همان هم شد. قسمت شد روز همسفر نصب شد. من فکر می‌کردم روز جشن مرزبانی نصب شود وخانم الهام وخانم صدیقه در جریان بودندومن هم خیلی تلاش کردم اما نشد.

۱۱_در مقاله‌ای در این باره خواندم این تصاویر از ابزارهای آموزشی هستند رکود بر آنها جایز نیست وهر شخص با تکرار و مرور بر این تصاویر به تفکر و فهم جدیدتری می‌رسد، نظر شما چیست؟

بله مثل کتاب که هر بار می‌خوانیم به درک جدیدتری می‌رسیم. این تصاویر هم مستثنی نیستند واز همین رابطه پیروی می‌کنند.

۱۲_به عنوان یک بیننده وهم چنین شنیدن خیلی از نظرات بینندگان این تصاویر، حال خوش وعشق، حرکت، سهولت وسختی راه را در این تصاویر، با دیدن آنها در محیط شعبه بیشتر درک کردیم، در کنار نوشتارهای چهارده وادی، گویی وادی‌ها هم مرور می‌شود وآرامش بخش هستند. نظر شما چیست وچه حسی دارید؟

خداوند را سپاس وشکر. حس من هم مثل بقیه همسفران است وخدارا شکر که توانستم مفید باشم.

۱۳_در انتها اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

کلام پایانی من، می‌خواهم به همه همسفران عزیز بگویم که این سفر طولانی است پس با صبر و استقامت و پشتکار قامت صاف کنند و بدانند تصویر شماره ۵ که مربوط به غسل در صحرا است، یک هفته بعد از رهایی یعنی اتمام سفر اول جناب مهندس را نشان می‌دهد. پس‌ازاین تصویر به بعد تازه آغاز راه هستیم برای سفر دوم راه زیاد و طولانی می‌باشد در تصویر شماره ۱۱ مسافر خسته از راه است که تازه آنجا نوری بر فراز آسمان ظاهر می‌گردد و مجدد راه را روشن می‌کند ومی تواند تازه، زمین باران‌خورده را با جوانه‌های منظم که نشان‌دهنده نعمت الهی هست را ببیند و تازه قدری اندام راست کند و منتظر دگرگونی تازه باشد.از مسافرانمان زیاد توقع نداشته باشیم، این درسی بود که من گرفتم. از همه دست‌اند کاران وبلاگ تشکر می‌کنم که فعالیت‌های ارزنده‌ای را ارائه می‌دهند.

با یاد و سپاس از لیدی شاکه مار کاری برای نقاشی این چهارده تصاویر

خانم نوشین عزیز، از هنر نقاشی شما و خلق دوباره این آثار سراسر عشق، بسیار از شما سپاسگزاریم.

ممنون از وقتی که برای این گفتگو قرار دادید.

سلامت، شاد و موفق باشید.

توفیق خدمت برای شما از فضل خداوند خواهانم.

تهیه و تنظیم:گروه مصاحبه همسفران





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، راههای درمان اعتیاد، مصاحبه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:51 ب.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This post posted at this website is truly nice.
شنبه 12 فروردین 1396 01:38 ب.ظ
Your style is very unique in comparison to other folks I have read stuff from.
Many thanks for posting when you have the opportunity,
Guess I'll just book mark this page.
دوشنبه 11 بهمن 1395 01:08 ب.ظ
خانم نوشین عزیز پاینده باشید
خداقوت خانم مریم عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر