وبلاگ پرواز به سوی نور (خانم حیدری)
دوشنبه 31 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم حسینی

              


             یاد الله در هر جا ، یاد خود از قطره به اقیانوس است .

پسرم فراموش نکن تو در عالمی ، درختی تنومند بودی که بودنها

                                        ادامه است :


و در انسان هیچکاه فعل گذشته صادق نیست : زیرا جاری است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 خرداد 1395 :: نویسنده : معصومه احمدی

پرسش و پاسخ با استاد مهندس دژاکام

پرسش : علت اینکه فرد سفر دوم بسیار سیگار می‌کشد چیست؟

_ این همان تردیدی است که همسفران دارند و این‌گونه تخریب به وجود خواهند آورد نباید به هر چیزی شک کنید ، فردی که در سفر دوم است قدرت بدنی او زیاد شده و سیگار بیشتری می‌طلبد.

 پرسش و پاسخ ها ادامه دارد .......

 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران، حال خوش، کنگره 60،
لینک های مرتبط :

سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر:
امروز می خواستم راجع به دستور جلسه صحبت کنم، دستور جلسه ای که وقتی در مورد آن می نویسم وسخن می گویم اشک از چشمانم جاری می شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران، حال خوش، کنگره 60،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 خرداد 1395 :: نویسنده : معصومه احمدی

ازسی دی دوا 3 آموختم:
1)مسئله اعتیاد هنوز هم لاینحل است،چون تصور می کنند اعتیاد قابل درمان نیست.
2)اعتیاد به دو دلیل قابل درمان نبود:1)راه و روش درمان مشخص نبود.2)صورت مسئله مشخص نبود.
3)اعتیاد یک بیماری جایگزینی و یک فرآیند سلولی و مولکولی است.
4)علت برگشت های متوالی به اعتیاد و یا مصرف مواد مخدر این بود که این افراد زود به مرحله ی ارگاسم می رسیدند.
5)این افراد در بدنشان اندروفین یا دینورفین به صورت ژنتیکی پایین است چون بر حالتهای خود کنترل ندارند.
6)شخصی که دچار اعتیاد بود دچار مشکلات روحی و روانی نیست و دچار مشکلات سلولی و مولکولی است چون بدنش مواد شبه افیونی تولید نمی کند.
7)وقتی مطلبی درست باشد هیچ کس نمی تواند آن را تغییر دهد..
8)علم برای هیچ قشر خاصی نیست و متعلق به همه است.
9)اگر راه درست باشد همه چیز در انتها بهم متصل می شود.علم باید قابل تکرار باشد،راهی باشد که وقتی همه بروند به انتها برسند.
10)در انسان سلول حکم مولکول را دارد و سلول جسمیت ماده است.
11)اگر شخصی دچار مشکل بیماری شود در سلول تغییر و تحول می شود و در برخی سلول حالت نرمال خود را از دست می دهد و تغییر شکل می دهد.
12)انسان شامل سه بخش است:جسم،روان و جهان بینی و برای بیماری اعتیاد و سایر بیماری ها صادق است.
13) روان از دو چیز نشات می گیرد:جسم و جهان بینی
14)در جسم مهم ترین چیز سیستم ایکس و فرماندهی است.
15)برای جهان بینی بهترین مثال مثلث دانایی یعنی آموزش،تجربه و تفکر است.
16)در جسم سه چیز را در نظر می گیریم:الف)نقشه ی ژنتیک ماست.ب)نگهداری جسم.ج)تفکر حاکم بر سلول
17)تفکر حاکم بر سلول این را بیان می دارد که آیا جسم ما از فکر ما پیروی می کند،چون در اثر افکار و اندیشه ی منفی جسم ما تحلیل می رود.
18)وقتی حس قوی باشد وانسان ظرفیتش را نداشته باشد،در او انفجار سلولی رخ می دهد.همه حس ها براساس زندگی ما برنامه ریزی شده است.
19)چیزی که حاکم بر کلیه سیستم هاست مغز است و همان گونه که در اعتیاد بالانس اندروفین ها و دینورفین ها و... بهم می خورد و شخص معتاد می شود وقتی بالانس را سر جایش برگردانیم همه چیز درست می شود.
20)تئوری ایکس:برای هر یک از بیماری ها اختلال در یکی از ناقل های عصبی بوجود می آید و ناقل های عصبی کم و زیاد می شود و بیماری بوجود می آید.
21)به بیماری باید از مرکز نگاه شود که مرکز در بدن مغز است. 




نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران، حال خوش، کنگره 60،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نظری


از آنجایی که صفت گذشته در انسان ؛ صادق نیست،چون جاری است و خداوند انسان را با اختیار آفریده است.پس من می توانم با اختیار، خودم را در بالاترین نقطه ی خلقت یا برعکس در پایین ترین نقطه ی خلقت قرار دهم.
این وادی بسان شمشیر برنده است ،هم هشدار می دهد و هم امید ،هم صعود است و هم سقوط
به دلیل جاری بودن ؛انسان ها می توانند صفت های خودشان را تغییر دهند.
اگر شخصی که در بالاترین نقطه ی انسانی قرار دارد دچار وسوسه ها شیطانی ،غرور و منیت شود .به پایین ترین نقطه سقوط می کند.چون شیطان به زیباترین شکل وارد افکار می شود.
از آنجایی که هیچ کس معتاد یا خلافکار به دنیا نمی آید و هر چیزی با امتحان اول شروع می شود.
من اینجا بحث را روی اعتیاد و مواد مخدر مطرح می کنم.کسی که اولین بار مواد مخدر استفاده می کند چون به شخص انرژی می دهد (در ظاهر) و در واقع مواد برایش کار می کند ،خیلی برایش جذاب می آید.غافل از اینکه انرژی ذخیره شده ،بدنش را ارزان می فروشد تا به جایی که به پایین ترین نقطه که همان کارتن خوابی است می رساند، بر عکس کسی که به پایین ترین نقطه رسیده و طعم سختی ها و حقارت را چشیده باشد اگر بخواهد و با تفکر سالم و انتخاب راه درست می تواند موادش را با آموزشهایی که می گیرد و آنها را اجرایی می کند . می تواند موادش را تیپر کند و به بالاترین نقطه که درمان ورهایی از دام اعتیاد است برساند. البته به شرطی که خواسته داشته باشد.
پس همه ی انسانها اگر قدم اول که همان تزکیه است را از خودشان شروع کنند، می توانند صفت های زشت و مخرب را از خودشان دور کنند، و با تفکر سالم ، ایمانشان هم سالم می شود و با ایمان سالم به سراغ عمل سالم و حس سالم و عقل سالم ودر نتیجه به عشق سالم می رسند.
امیدوارم در این ماه مبارک رمضان و با الهام گرفتن از این ماه بتوانیم نفس خودمان را تربیت کنیم و ضد ارزشهای خودمان را تیپر کنیم تا به فرمان عقل برسیم تا در بالاترین نقطه ی انسانی قرار بگیریم.چون زمانی که به فرمان عقل برسیم.،پندار ،گفتار و کردارمان هم سالم می شود،و این راهها به کمک مولفه های نور،صوت و حس کامل می شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، مقاله،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر نوشین
                                                     
 

شب با تمام سیاهیش به صبح رسید.( شیشه, کرک, قرص, شیره ) قطع شده بود.فقط مجاز بودم، 100 میلی گرم شیره به صورت دودی استفاده کنم. یعنی هیچی!!!
 حتی آب ریزش بینی ام را هم بند نیاورده بود. بی حوصله بودم و درد شدید در تمام بدنم . ساعت 2 بعداز ظهر بود. زنگ خانه به صدا در آمد. مادرم آمده بود تا متین رو با خودش ببره خونه خودشان . ترانه نمیخواست اون منو در این حالت ببینه. سردم بود .تمام بدنم خیس عرق شده بود . زنگ تلفن رو قطع کرده بود. زنگ اف اف رو هم قطع کرد.تجربه های تلخ ، ترک های گذشته و یاد آوری آن زمان ، برای ترانه باعث شده بود که تمامی شرایط سکوت را در خانه فراهم کند.
فقط اگر حوصله داشتم برایم فیلم می گذاشت. رسم عاشقی همین است که می بینید. ولی او نمی دانست که این بار با تمام ترک های گذشته تفاوت دارد. سکوت تمام خانه را فرا گرفته بود.

ترانه: چرا انقدر ساکتی؟

مهدی: تا حالا زیاد فریاد زدم ، بهتره که ساکت باشم. می دونم که تمام این شرایط رو برای من آماده کردی ولی این دفعه دیگه ناراحتت نمی کنم. تمام آن چه را که نیرو های منفی از من گرفته بود، باید به دست می آوردم. باید با شهامت درد را تحمل می کردم.

عقربه ها کند می گذشتند. خودم را آماده کرده بودم با تمام نیروهای درونی برای مقابله با عجوزه (اعتیاد).ساعت 12 شب شد. تازه ساعت های خوشم بود . تمام صورتم پر شده بود از تبخال . تا حالا  همچین  وضعیتی نداشتم.جادوگر تمام نیروهایش را فرا خوانده بود.برای محافظت از ( طوق بندگی ) طوقی که بر گردن انسان هایی که از فرمان جادوگر سرپیچی می کنند زده می شود. سالهای زیادی را بدون طوق و بند به دنبال فرمان های جادوگر و خواسته های او در حرکت بودیم. و حال با سرپیچی کردن ، طوق را به گردن می زند و انسان را در بند می کشد.و تمامی نیروهایش را آماده کرده است.باز شدن این طوق و بندها به شهامت و خواست و علاقه من بسته است.

حتی ساعت ها و دقیقه ها می دانند قرار است چه دردی را تحمل کنم.از این به بعد واژه ها در تکرار صبوری و انتظار، زمان می گذرانند. تا دولت حق و عدالت ، عقل در جهان جسم ،حکومت را بدست بگیرد.نیمه های شب باز بیهوش شدم. پس کوچه های شهر قدیمی ، به دنبال نور می گشتم. تاریکی هایم و ناکامی هایم را به واسطه دیدار نور به روشنایی می رساندم. تا شاید جوانه عشق در قلبم ریشه کند. با انگیزه و هدف ، مشتاقانه به دنبال نور تا به امید اینکه سرنوشت دیگری را برای خود رقم بزنم . دگر بار نور را دیدم. به دنبال نور می دویدم، شاید دویدنم شباهتی به پرواز داشت . دیگر تاب و توان رفتن نداشتم. فشاری سنگین در قفسه سینه ام .... گویی که قلبم می خواهد از قفس سینه رها شود.چشم هایم سیاه می شود.....

گویی آرامش غریب در قلبم لانه کرده است.چشم می گشایم و خود را در بیکران هستی پیدا می کنم.گویی از بند تن رها شدم.ای دنیا من در کجا هستم در آغوش گرم استاد.استاد بزرگواری که تا کنوناو را ندیده ام . چهره ای روشن ، گویی که تمام نور های عالم به شهر وجودیش دعوت شده بودند.

کیستی با که هستی از کجایی من کجایم تو کجا ،بهترین خلق خدااااا.

دستار بر سر و با لباس بلندی بروی گلیم قدیمی در اتاقی تو در تو . ساده و بی آلایش. او خطاب به من....

استاد: باید هستی ات را پاس بداری و با درخشش الماس های آگاهی در طی مسیر سفر کیسه تجربه ات را از عشق و ایمان پر کنی و شب ظلمانی جهل و نادانی خویش را روشن کنی .و در آن روشنایی ،عشق بازی کنی . با تمام مخلوقات و شکوه شادی را در تمامی هستی ات پر کنی .

بیدار شدم! آنچنان که گویی اشک هایم جاری بود . ترانه بالای سرم بود . و صلوات و قل هو الله .... می خواند و به من فوت میکرد.

ترانه : چی شده ؟

آرامشی غریب تمام وجودم را فرا گرفته بود . انگار که درد ، ساعت ها از من دور بود.

پایان شب دوم سقوط آزاد

ادامه دارد....

نویسنده:کمک راهنما آقای مهدی حیدری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 خرداد 1395 :: نویسنده : معصومه احمدی
جلسه همسفران در روز دوشنبه مورخ 95/3/24 راس ساعت 5:30 آغاز به کار نمود.
ابتدا خانم ترانه از وادی هفتم امتحان گرفتند.



سی دی دوا با استادی خانم معصومه توضیح داده شد.


خلاصه سخنان استاد:

نسبت معلومات به مجهولات انسان یک به صد است.مهم ترین مسئله طلب است و خواستن است وقتی چیزهایی طلب می کنید باید قدم های محکمتری بردارید.
بدن انسان از 20 نوع اسید آمینه والکترون و پروتون ساخته شده است و اسید آمینه پروتیئن ها را می سازند.پروتئین ها در دستگاه گلژی نشانه گذاری می شود.
مشکلی اگر در بدن بوجود بیاید بدن خودش به صورت هوشمند آن قسمت را ترمیم می کند.
خانم حیدری:
آنزیم ها اگر موادی برای بدن ضرر داشته باشد چیزی را به آن اضافه می کند و آن را به مواد جدیدی تبدیل می کند که درصد خطر آن کمتر است.
خرابی در بدن ممکن است در خود سیستم،در مواد اولیه و یا در لوله های انتقال باشد مثلا وقتی مواد اولیه بدن از خاک تامین می شود ،اگر خاک خوب نباشد مواد اولیه مناسبی که در خاک است به بدن نمی رسد و یا اگر خرابی در لوله های انتقال باشد اگر فشار بالا یا پایین بیاید بدن خودش کنترل می کند وبدن اگر مشکلی نداشته باشد خودش خودش را ترمیم می کند. 
جهان بدن انسان جهان بزرگی است و ما فقط توانستیم بخش کوچکی از بیماری ها را درمان کنیم و راه درمان بسیاری از بیماری ها را نتوانسته ایم کشف کنیم، به این خاطر بسیاری از بیماری ها  هنوزدرمان ندارند.
خانمی بود که خیلی از بیماری ها را با تغذیه درمان می کرد ولی یک موقع هایی هست بدن را اینگونه نمی توانیم درمان کنیم چون وقتی بدن دوپامین طبیعی احتیاج دارد و به بدن دوپامین مصنوعی می دهیم چون سیستم بدن ما مشکل دارد نمی تواند از دوپامین استفاده کند.به همین خاطر وقتی سیستم ایکس خراب است هرجقدر مسافرمان را درمان کنیم جواب نمی گیریم .
دفعات قبل که من تریاک را کنار گذاشتم مشکلات زیادی داشتم ولی در این دفعه که تریاک را یک ساله تیپر کردم و به صفر رساندم تعجب کردم که مشکلاتم برطرف شد.
مثلا در بیماری دیابت فرد کمبود انسولین داردو از بیرون به بدن فرد انسولین تزریق می کنیم ولی در درمان اعتیاد اینگونه نیست وباید سیستم ایکس ابتدا درست شود.
در ادامه استاد گفتند:
کسانی که تسلیم راه می شوند و واقعا می خواهند باید با تمام قوا به کمکشان بروید.تفاوت تسلیم شدن و خواستن و اجبار دوتاست.
کسانی که شایسته درمان هستند را باید به درمان برسانیم.
برای آموختن هیچ وقت و مکان و زمانی به کار نمی آید.بچه هایی که از روستاهای دورافتاده  به آکادمی می آیند دانششان از بچه های آکادمی بالاتر بود.
خانم ترانه:
در رابطه با این نکته کسانی که سنشان بالا رفته ،فکر نکنند چون سنشان بالا رفته نمی خواهد بخوانند و یاد بگیرند و وقتی بچه ها ی کنگره از شهرستا نهای دور افتاده می آیند دفتر های سی دی ها و وادی هایشان جداست واین نباید باعث شود انسان از کسب علم و دانش باز بماند.
استاد:
فرهنگ مصرف کنندگی و نادانی و لجوجی باید در مصرف کننده از بین برود چون مصرف کننده اگر در هر مقامی باشد آدم متعادلی نیست.
راهنما اگر نتواند پیراهن رهجو را  عوض کند چگونه می تواند مواد را از او بگیرد. به همین خاطر وقتی یک مصرف کننده می آید و می گوید می خواهم تریاکم را کنار بگذارم و فقط شربتم را می خورم و کلاس ها را نمی آیم و سی دی گوش نمی دهم به مشکل می خورد.
درمان با جهان بینی و سی دی هاست و برای غنی شدن تفکر و اندیشه باید آموزش ببینند.
در ادامه خانم ترانه به استادی خانم معصومه نمره 18 دادند و جلسه مشارکت گذاشته شد.
خانم مهناز:
وقتی معده همسرم خونریزی کرد خوب به همسرم رسیدگی نشد.ایام تعطیلات بود و خیلی این خونریزی شدید شد و به بدنش فشار آورد و ایست قلبی کردو باید به کسانی که افت شدیدی دارند خون تزریق شود.واین نکته که آنزیم ها به طور خودکار کار انجام می دهند و وقتی میکروب وارد بدن می شود  دور آن را می گیرند و آن را می بلعند.
خانم مریم:
فرق بین تسلیم و خواست و اجبار برای من در این سی دی جالب بود.مسافر من سه برادر بودند که مصرف کننده بودند. که دوتای آن ها می خواستند و آمدند و به رهائی رسیدند و یکی از آنها نیامد.و به اجبار می آمد و مسافر من جلوی درخانه آنها می ایستاد تا این از سرکار بیاید و عصرانه اش را بخورد و به کنگره بیاورد و بعد از تمام شدن جلسه او را جلوی در خانه بگذارد ولی چون از سر اجبار بود سفرش را نصفه نیمه گذاشت و چند بار کمپ و راههای دیگر را رفت و این برای من فرق بین تسلیم شدن و خواست و اجبار بود.

خانم حمیرا:

این جمله که راهنما نتواند پیراهن رهجو را عوض کند.آن موقع همیشه پیراهن مشکی می پوشیدو می گفت راهنما می گوید باید پیراهن سفید بپوشی و یک روز که به خرید رفته بودیم و گفتم اگر می خواهی برای من  خرید کنی اول من برای تو خرید می کنم.یک پیراهن و شلوار سفید برداشتم و گفتم اگر تو می خواهی واقعا درمان شوی و اگر می خواهی مرا خوشحال کنی باید بگیری و این برای من خاطره شد.
مریم حسینی:
آقای مهندس می گفتند یک دانشمند آمدند کائوچو را اختراع کنند،لاستیک را اختراع کردند.این مسائل پیش می آید من خودم به درمان رسیدم و هیچ وقت فکر نمی کردم اضطرابم درمان شود.
و یک مسئله دیگر که اجبار را می گفت مسافرم هنوز اجبار دارد و ما نتوانسته ایم نتیجه خوبی از این مسئله بگیریم ولی با تشویق و خواسته خودم می تواند بهتر شود و همه مسائل در سی دی دوا 2 در مسافر من هست.آقای مهندس بسیار راست می گویند اگر خواست نداری برای چه صندلی اشغال می کنی و برای چه انرژی می گیری؟
خانم مریم در ادامه از همسرشان گفتند که خواسته ندارد و ژنتیک در خواسته او از مواد تاثیر می گذارد و 3 تا از برادر شوهرهایم همین مشکل را داشتندو به روش های مختلف ترک کردند ولی ایشان توانایی ندارند و ابتدا برایم خیلی مهم بودند ولی الان رهایشان کردم و انسان واقعا جهان اکبر است.
در ادامه خانم ترانه به خانم مریم حسینی گفتند:
باید رهجوهایتان را رها کنید.رهجو باید با راهنمایش صادق باشد.باید راهنما مواد مصرفی رهجو را بداند تا بتواند به او دارو بدهد.
باید رهجو را رها کنید.برای درمان بیماری باید همه راه ها رفت.برای باز کردن در ممکن است هزاران راه وجود داشته باشد.شربت ها باید سیستمی که از کار انداخته را راه اندازی کنند و باز پرداخت بدهند.
زهرا جدیدی:
وقتی خون دماغ می شویم یعنی فشارمان بالا رفته،مثل شیری که خیلی آب دارد و اگر آب ندهد ممکن است پاره شود رگهای ما با بالا رفتن فشار ممکن است پاره شود.
افسردگی و سرطان را نمی توان درمان کرد ولی مهندس می گویند اگر افسردگی داری طلوع خورشید را ببین و اگر سرطان داری سبزیجات بخور و از آن انرژی می گیری و سرطانی که بی رویه دارد رشد می کند را می بینیم سرطان با این سبزیجات بهتر می شود.
خانم ترانه:
بدن خود به خود کارها را در سلول انجام می دهد و جایی که کاری از دستش برنیامد ما دوا می دهیم و این جمله شفاخانه نباید دواخانه باشد جمله قشنگی بود.
در ادامه خانم مریم حسینی گفتند:
پدر دوستم برای درمان بیماری به خارج از کشور رفت  ولی با وجود خرج زیادی که کردند نتوانستند درمان کنند و باید خدا بخواهد.
تکلیف هفته ی آینده سی دی دوا بخش سوم و از وادی هشتم کتاب عشق سوال در آورده شود. و خلاصه گزارش روزهای چهارشنبه،در دفتر، نوشته شود
جلسه با دعای اعضا به پایان رسید.
 




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، گزارش لژیون روز دوشنبه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر نوشین


شاید شما راجع به سکته کردن آقای مهندس مطالبی  را شنیده باشید البته دلیل اصلی سکته ایشان مصرف سیگاری بود که داشتند و لی ماجرا از این قرار بود که در تاریخ 15 بهمن 1390 جناب مهندس بعد از مواجهه شدن بایک مصرف گننده شیشه که در وضعیت بسیار نامتعادل به سر می برد ، دچار سکته قلبی شدند . که بعد از بستری شدن در بخش  ccu  مشخص شد علت اصلی این حمله مصرف سیگار می باشد و دکترها به ایشان اکیدا توصیه کردند که سیگار خود را ترک نمایند و جناب مهندس با توجه به علم dst از این روش استفاده نمودند .
در درمان سیگار به روش dst سوال مهم این است که نیکوتین مصرفی مورد نیاز بدن که تا کنون بر اساس مصرف مواد تامین می شد ، چگونه باید تامین شود !!!!!!!!
تیپر سیگار با سیگار امکان پذیر است اما جناب مهندس روش خوراکی با آدامس را انتخاب کردند . پایان سفر سیگار جناب مهندس 15 آذر ماه 91  بود و بعد از آن 30 نفر بعنوان دستیار شروع به کار نمودند .و در اردیبهشت 92 لژیون ویلیام وایت در پارک طالقانی آغاز به کار نمود . نا مگذاری به پاس احترامی بود که جناب مهندس به این محقق و دانشمند داشتند .

سیگار به‌عنوان آنتی ایکس در سیستم‌های تولید و ترشح نوروترانسمیتر ها (Neurotransmitters) و ناقل‌های عصبی و هورمونی اختلال ایجاد می‌کند. استیل کولین (Acetylcholine) یکی از ناقل‌های بسیار مهم است که در سیستم ایکس ما نقش و وظایف مهمی به عهده دارد. استیل کولین برای خواب رفتن، بیدار شدن، آرامش و تمرکز و عملکرد قلب نقش حیاتی به عهده دارد. نیکوتین سیگار با توجه به شباهت‌هایی که به این ناقل عصبی دارد گیرنده‌های استیل کولینی را اشغال می‌نماید و در ادامه طبق فرمول جایگزینی، به‌تدریج جایگزین این ناقل شده و نقش‌های او را به عهده می‌گیرد، البته در جهت تخریب.

مصرف‌کننده سیگار اگر سیگار نکشد از تعادل خارج می‌شود و حتی خماری جسمی و علائم آن آشکار می‌شود.

به‌هرحال اعضای کنگره ۶۰ به‌خوبی به این مسائل واقف هستند و علم و دانش آن‌ها در سطحی است که از تخریب‌های سیگار و فرآیند اعتیاد آن آگاه هستند.

امروزه در کنگره ۶۰ می‌توان گفت دوره سیگار تمام‌شده است، در کنگره ۶۰ به‌راحتی از چهره افراد می‌توان فهمید که سیگاری هستند و یا نیستند.

شمار زیادی از اعضای کنگره ۶۰ مخصوصاً کسانی که در حال خدمت هستند اعتیاد خود به سیگار را درمان نموده‌اند و معدود افرادی که سیگار می‌کشند از چهره آن‌ها قابل‌تشخیص است، آن‌ها مجبورند پنهان‌کاری کنند، روبوسی و در آغوش گرفتن دیگران برایشان سخت است، چون ممکن است بوی سیگار آن‌ها مشخص شود. ساعات زیادی نمی‌توانند در کنگره ۶۰ بمانند و خلاصه اینکه مخرب هستند و این نیروی جمع کنگره ۶۰ بالاخره شخص را مجبور می‌کند که برای درمان خود اقدام نمایند.

البته بنیان کنگره ۶۰ همیشه می‌گویند که این تنگ شدن حلقه برای افراد سیگاری به این دلیل است که آن‌ها متوجه اشتباه خود شوند و به فکر سلامتی خود باشند و آقای مهندس می‌گویند ما نمی‌خواهیم شاهد سکته و مرگ شما باشیم و ما زندگی و سلامت شمارا می‌خواهیم.

با توجه به تخریب‌های سیگار، کمتر شخص سیگاری ممکن است که دچار سکته نشود. اکثر کسانی که سیگار می‌کشند بالاخره این عضو شریف و قابل‌احترام یعنی قبل را از پای درمی‌آورند و خود فرمان ایست آن را صادر می‌نمایند. قلبی که به‌طور متوسط در طول یک‌عمر باید در حدود 3 میلیارد بار بتپد و کار پمپاژ خون را انجام دهد.

در حال حاضر در تمام نمایندگی‌های کنگره ۶۰ لژیون‌های ویلیام وایت برای درمان اعتیاد به سیگار فعال هستند و سفر اولی‌ها هم می‌توانند بعد از گذشت ۲ ماه از سفر اولشان وارد این لژیون شوند و سفر خود را آغاز نمایند، به گفته بنیان کنگره ۶۰ درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل می‌شود و تا زمانی که شخص ، سیگار مصرف می‌کند پرچم اعتیاد بالاست.

شاید بعضی‌ها تصور کنند درمان اعتیاد به سیگار سخت‌تر از بقیه مواد است اما طبق نظر نگهبان کنگره ۶۰ درمان اعتیاد به سیگار با متد DST کار سختی نیست، تأکید می‌کنیم با DST سخت نیست، خارج از DST و کنگره ۶۰ آن‌قدر سخت است که شاید خیلی‌ها نتوانند، برای همین گفته می‌شود که سخت است اما با DST این کار به‌راحتی قابل انجام است، مهم این است که کار جدی گرفته شود. اگر شرکت در لژیون جدی گرفته شود و آدامس نیکوتین به چشم آدامس دارویی نگاه شود نه آدامس شیک و نعنایی و غیره، این کار شدنی و بسیار هم لذت‌بخش است.

به‌راستی رهایی از سیگار لذت‌ بخش است، صحبت های اعضای لژیون وایت شنیدنی است که حکایت از لذتی وصف‌ ناشدنی است. نکشیدن سیگار لذتش از کشیدن آن به مراتب بیشتر است.

سیگار زمانی که کنار می‌رود تازه می‌فهمیم با خودمان چه‌کار می‌کردیم، همین‌که انگشتانمان بوی سیگار نمی‌دهد، همین‌ که لباس و دهانمان بوی سیگار نمی‌دهد همین‌که چهره و صورت از حالت دودگرفته خارج می‌شود و رنگی دیگر پیدا می‌کند. همه و همه حکایت از تغییری شگرف دارد که در پرتو رهایی از سیگار به دست می‌آیند. با سپاس از بنیان کنگره 60 که همیشه راه گشای راه های غیر قابل عبور بوده اند و هستند .

این بیو گرافی را از سخنان استاد گرامی جناب آقای خدامی برداشت نمودم و لازم دانستم که بعد از دانستن این بیوگرافی به عزیزانی که در فکر ایجاد تعادل در زندگی هستند و می خواهند از بند هرگونه اعتیادی در زندگی دور باشند بدانند که لذت بالای این رهایی را نیز تجزبه نمایند ، با توجه به اینکه اهمیت زیادی به این سفر در کنگره داده می شود تا جایی که به کسانیکه مصرف سیگار دارند خدمت نمی دهند و فرقی بین مصرف سیگار و مواد مخدر قایل نیستند .
به حمد خداوند و لطف و دقت جناب مهندس لژیونی برای همسفران عزیز به استادی خانم سمانه در شعبه شاد آباد نیز افتتاح شده است . به امید روزیکه هیچ همسفری مصرف سیگار و یا قلیان نداشته باشد .


به امید آنروز





نوع مطلب :
برچسب ها : مشارکت مکتوب، کنگره 60، همسفران،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : معصومه احمدی
پرسش و پاسخ با استاد امین دژاکام:

1)برای رسیدن به خود چه باید کرد؟

-پاسخ در گذشتن از خود است؛انسان مجموعه ای از خیر و شر است برای رسیدن به خیر باید شر مکمل آن را پیدا کرد،جواب این سوال در خواسته های انسان است؛آن ها که ظاهر خوبی دارند ممکن است در باطن چیز دیگری باشند مثلا هدف ِ من خدمت در شعبه ای است در صورتی که می خواهم شعبه مال خودم باشد و خودم هم از این خبر ندارم(در صور پنهان من است) ولی اگر توانستم این را پیدا کنم فاصله کم می شود و در طول مسیر که ممکن است چندسال طول بکشد و در این مسیر انتخاب هاییی که می کنیم به خود نزدیک و یا از خود دور می شویم.

2)طول سفر که 12-10 ماه است آیا می شود 8-6 ماه طول بکشد؟

خیر-راهنما طبق پروتکل عمل می کند و مثلا کسی ممکن است برای ادامه تحصیل و یا هر مسئله مربوط به این و ضرب الاجلی برایش پیش بیاید که مجبور شود در طول سفر درمانی اش به خارج از کشور برود در این صورت باید به دبده بان راهنما یا جناب آقای مهندس مراجعه کند و هر دستور و یا اجازه ای از سمت ایشان باشد.

3)مفهوم از زندگی کردن چیست؟

در سی دی های آقای مهندس آمده است که بزرگترین کیمیای زندگی در خود زندگی است یعنی انسان به یک نقطه ای برسد که بتواند زندگی را احساس کند و متاسفانه گاهی ما نمی توانیم از چیزهایی که به ما داده شده بهره ببریم و یواش یواش دچار نا امیدی و اندوه می شویم .

یک نفر نمی تواند از دیدن  و شنیدن بهره ببرد و مدام چیزهای بد میبیند و می شنود،خونه اش وسط جنگل است ولی حال بهره بردن از طبیعت ندارد و از مواهب بهره مند شود در نتیجه حرصش در می آید،باید یواش یواش از کنار همسر بودن در خانواده و اجنماع بودن در سرکار بودن از نفس کشیدن بتوانیم بهره ببریم و آن وقت می توانیم از زندگی  نیز بهره ببریم وقتی کسی توانست لذت درک همه ی این ها را دوباره به دست بیاوردعظمت حیات را درک می کند.

4)آیا راهنما در سفر می تواند بُرجک رهجویانش را بزند؟

بله در چهارچوب کنگره و با صلاحدید خودش به جا و به موقع می تواند . راهنمایی که هیچ گونه جذبه نداشته باشد این به صلاح رهجو نیست.و توبیخ نشدن و برجک نزدن رهجو توسط راهنمایش خواسته نفس اماره رهجوست .

اگر در تاریکی هستیم یعنی یک غده سرطانی به ما چسبیده است و اگر بخواهند ما را از تاریکی جدا کنند در یک قسمت هایی احتیاج به چاقو و جراحی هست و شکاف باید ایجاد کرد که با خونریزی و درد  همراه است در یک زمان هایی راهنما یک چیزی به رهجو می گوید که اصلا برایش خوشایند نیست ،مهر و قهر دو روی یک سکه است و اگر کسی را دوست داری سکه است که یکرویش قهر و روی دیگرش مهر است و همیشه در یک حال نمی شود بود.

5)در دعای کنگره گفته می شود : ما به همانجایی می رویم که از آن جا انشعاب یافته ایم منظور چیست؟

این یک مفهوم مکانی دارد و یک مفهوم جایگاهی؛انسان وقتی آفریده شد و از کارخانه اش آمد بیرون خمرش درست کار می کرد و آکبند بود به مرور زمان در تاریکی رفت و حال باید بندها را پاره کند و تاریکی به کنار رود و به خمر برسد  ،به همان آکبندی در بیاید و یک معنی اش همین است.

6)من بعضی از خسارت هایی که وارد کرده ام را نمی توانم جبران کنم چون از لحاظ مالی تامین نیستم چه کاری باید بکنم تا عذاب وجدان نداشته و بتوانم به کارهایم برسم؟

تصویر نور خورشید در کتاب که حتی چشم را می زند آن را تصور کنید شما بیست سال در تاریکی بوده ایداصلاً به فکر جبران خسارت نبوده ایدو الان حس بیدار شده و می خواهید سریع خرابی ها را درست کنید و شما باید به کار خود ادامه بدهید این حقه ی عذاب وحدان است درست است عذاب وجدان کمک می کند خطاها درست شود ولی شما در نقطه ای هستی که می خواهی از تاریکی خارج شوی و عذاب وجدان بازدارنده می شود و نگهدارنده است،بایستی به مسیرت ادامه دهی وقتی رسیدی بالای کوه آن وقت جبران خسارت می کنی.

7)من به کسانی که خدمت می کنند حس خوبی ندارم  و به کسی محبت ندارم و هرچه هست ظاهری است علت چیست؟

وقتی به دیگران اعتماد می کنی و ضربه می خوری می آیی خودت را ایمن می کنی و پل اعتماد را جمع می کنی و در قلبت را می بندی چرا که بارها و بارها ضخمی شده ای و چون در قلب بستست احساسی وجود ندارد.

 شما در مثلث شخصیت از ضلع امنیت ضربه خورده ای باید ببخشی و یواش یواش اعتماد کنی ,وقتی دوست نداری کسی بیاد خونت نیاد و یا دوست نداری جایی بری نرو در مجموع در حد معقول کارهایی که دوست نداری انجام نده جوری نباشد که مثلا  سر کار نروی و کرایه منزل بماند و...در حد معقول انجام بده ، به خودت اعتماد کن تا درست شود.

8)آیا روز موعود برای همه یکسان است؟ 

ما یوم الفصل داریم یوم الحساب داریم یوم الاخرت داریم و ..... نمی دانم منظور شما کدام است  هر کدام فرق دارد.

9)تفاوت جهانبینی و ایدئولوژی چیست؟

ایدئولوژی ایده و نظریه ای است که یک نفر داشته و به آن اعتقاد دارد. اما جهانبینی کلی است برداشت ادراک  دریافت و احساس نسبت به خود و جهان اطرافمان است در هر جهانبینی چند ایدئولوژی ممکن است باشد.

10)آیا به نظرتان راهنما نباید احترام بزرگتر از خودش را در لژیون داشته باشد؟

اگر راهنما در لژیون سن بالاتر از خودش را دارد نمی تواند براساس سن پیش برود چون فرد درمان نمیشود.ولی آن چه لازم است را به جا می آورد.

11)آیا مصرف مواد در خواب دیدن مسئله ساز می شود؟ا

اگر پیوسته در خواب ببینیم که مواد مصرف می کنیم و یکسره خمار و یا نشئه ایم مشکل ساز می شود باید مراقب باشیم.

12)منظور از قفل سازان بسیار هستند و کلید سازان اندک،در نوشتارها چیست؟

قفل یعنی گره یعنی به جایی نتوانی وارد شوی و یا از جایی بگذری ،کسانی که مشکل ایجاد می کنند و ایجاد محرومیت می کنند بسبارندو کسانی که کلید می سازند و راه گشا و گره گشا هستند اندکند.سنگ انداختن در چاه از سنگ در آوردن آسان تر است.

13)چرا برای درمان در کنگره 60 از شربت استفاده می شود؟

چون شربت دوزش دقیقا قابل اندازه گیری است مخصوصاً در سه ماه آخر و شربت اپیوم تینکچر برای موارد صنعتی هم قابل استفاده است.

14) برای مسافرانی که به کنگره می آیند اما یکریز مصرف می کنند و گریز می زنند و کنار شربت ماده دیگری هم مصرف می کنند  چه باید کرد؟

راهنما می فهمد و اگر ادامه دار باشد  حتماً  او را به کمیته انظباطی معرفی می کند.





نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران، حال خوش، کنگره 60،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : معصومه احمدی
از سی دی دوا 2 آموختم:

1)ما مجهولات زیادی داریم، نسبت مجهولات به معلومات ما 100 به 1 است.

2)ما همیشه سعی می کنیم راهی پیدا کنیم تا مشاهدات خود را توجیه کنیم.

3)مهم ترین مسئله طلب است و انسان باید طلب کند.

4)وقتی چیزی را طلب می کنید باید قدم های محکمتری بردارید تا به سستی نرسید.

5)کهکشان ها جهان اصغر و بدن ما جهان اکبر است.

6)ما با عظمت و تشکیلاتی در بدن مواجه هستیم که وقتی بیماری بوجود می آید،خودش خودش را کنترل می کند.
7)تمام نظارت و کنترل در دست بدن است و ما فقط یک ورودی و خروجی آن را یاد گرفتیم.

8)مسایل زیست شناسی و بیوشیمی ممکن است در این مشکلی که برای بدن بوجود می آید نقش داشته باشد.
9)ما باید سیستم را حتی در مساله اعتیاد ترمیم کنیم.

10)دفعات قبل که تریاک را کنار گذاشتم ،هزار و یک مشکل داشتم ولی وقتی یه ساله تریاک را تیپر کردم ،تعجب کردم که چرا اضطراب ندارم و شب ها خوابم می برد.
11)ما ممکن است از بیرون مواد بدهیم ولی خود سیستم باید درست شود.

12)درمان اعتیاد با یک هفته و یک ماه امکان پذیر نیست.

13)آنانی که تسلیم راه درمان می شوند با تمام نیروهایی که دارید به کمکشان بروید.

14)تفاوت تسلیم شدن و خواستن و اجبار 2 تاست.

15)برای آموختن هیچ وقت مکان و زمانی به کار نمی آید، باید در ادامه راه تشویق بفرمایید.

16)فرهنگ مصرف کنندگی،نادانی،لجوجی و...باید در مصرف کننده از بین برود.

17)مطالب غنی به آن ها قدرت و در ادامه به اندیشه آنها قوت می دهد.






نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران، حال خوش، کنگره 60،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نظری
 











ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، مناسبت ها،
لینک های مرتبط :
جمعه 21 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نظری


خداوندا

خداوندا بهترین ها در نزد تو چیست ؟؟؟


بهترینی سراغ دارم که برایش آرزوی بهترین هایت را دارم


بارالها بهترینت را نصیبش گردان


راهنمای عزیزم الهی همیشه شاد باشید و عاشق


زیرا جایی که عشق باشد زندگی جریان دارد


آرزو دارم آنچه را که بی صدا از قلبت می گذرد به دست آوری

با احترام همسفر مهناز




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، مناسبت ها،
لینک های مرتبط :
جمعه 21 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر نوشین


کاری از : آقای امیر رضایی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم حسینی
به نام  خداوند مهربان 
جلسه همسفران در تاریخ 95/03/27 با حضور خانم حیدری و استادی خانم مریم با دستور جلسه سی دی دوا آغاز شد .
خلاصه سخنان استاد :
همان طور که آقای مهندس در سی دی فرمودند در قدیم به هروئین می گفتند دوا . مشکلاتی که در بدن انسان به وجود می آید بیماری تلقی می شود .نوع دیگری از بیماری که فکرو روح را در بر می گیرد به وسیله افکار منفی ایجاد می شود مثل افسردگی .
 درمان انسان با ماشین متفاوت می باشد ، مثلا زمانیکه ماشین خراب میشود می توان به راحتی قطعه از آن را عوض کرد ولی نمی توان براحتی بر روی انسان این کار را انجام داد  وقتی جراحی انجام میشود بعد از آن هم باز بدن باید ترمیم خود را انجام دهد .
در درمان باید مثلث درمان را رعایت کرد  . که عبارت است از زمان و مکان و میزان مناسب دارو که در کنگره این درمان توسط راهنماهای کنگره به مسافرها گفته می شود و باید اجرا شود که زمان و مقدار دارو با هر فردی فرف می کند مثلا کسی که سرش درد می کند با کسی که میگرن دارد درمانشان فرق می کنند. 
در خا ک مواد معدنی که وجود دارد مشابه آن در بدن ما هم وجود دار د که کمبود هر کدام  از آن با مشکل بر خورد می کنیم ،مثل کمبود آهن که کم خونی بوجود می آید .


جلسه به مشارکت گذاشته شد . خانم حیدری گفتند :که در ماه رمضان با توجه به مصرف کردن شربت مسافرها می توانند روز ه بگیرند و روز ه گرفتن به این شکل بهتر می باشد. وقتی عمل قلب انجام می گیرد در ادامه خود بدن است که کار ترمیم را انجام می دهد . هر دارو را برای هر بیماری استفاده نکنیم چون بدن ما به مشکل بر می خورد . به مصرف کننده ها هم با توجه به علمی که در کنگره می باشد میزان و مقدار شربت داده می شود که اگه به آن توجه کنند بهتر به درمان می رسند .

مشارکت) برای صورتم صابونی استفاده می کردم که به مشکل بر خوردم و وقتی به پزشک مراجعه کردم در مورد تعداد دفعات را به من متذکر شدند .

مشارکت)در اثر فکر و ناراحتی مشکلاتی برای دست چپم بوجود مآید که تاثیر افکار بر روی بدن می باشد که باید به آن توجه کرد .

مشارکت)مقایسه انسان با ماشین ، که چقدر بدن ما حساس و دقیق می باشد که با زیاد  یا کم کردن دارو چه صدماتی به بدن وارد می شود .

نکاتی که خانم ترانه متذکر شدند : روزه غیبت روزه های سه شنبه  و در روزهای جمعه دوری از ضد ارزشها  برای روزهای دوشنبه روزه پیوند محبت و انعکاس ان به روز های دیگر هفته ، 
تکالیف دوشنبه آینده : سی دی دوا دو از وادی هفتم سوال در بیاوریم و خلاصه دستور جلسه جناب مهندس . در ضمن در طول ماه رمضان  تاثیر که در این ماه بر روی روان و فکر ما می گذارد و و چه بر خوردی با افکار منفی داشتیم خلاصه نوشته شود  و آورده شود .
و خانم معصومه از بچه های لژیون خواستند که مهمترین ترس های که در وجود و افکارشان داشتند و چه راهکاری برا ی درمان آن به کار گرفتند را بنویسند .
 جلسه با دعااعضاء به پایان رسید . 
 با احترام مریم حسینی 




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان، کارگاههای آموزشی همسفران روزهای دوشنبه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 خرداد 1395 :: نویسنده : مریم نظری
        به نام خدایی که در این نزدیکیست   

بدینوسیله شما عزیزان را به جشن تولد کمک راهنمای گرامی آقای مهدی حیدری
رهجوی آقای رضا نادری و

خانم ترانه حیدری ، رهجوی خانم ربیعی ، را در تاریخ پنجشنبه 95/3/20 از ساعت 6 بعد از ظهر در شعبه شاد

آباد دعوت می نماییم .

حضور شما عزیزان موجب شادی و گرمی مجلس می شود .




                                           
ترانه ی عزیزم ؛
خوشحالم که در لابه لای خاطرات تلخ زندگی ات راه را پیدا کردی.
خوشحالم که توانستی با بالهای زخمی ات پرواز کنی و حالا در اوج می درخشی.
خوشحالم که یادگار روزهای سخت گذشته ات یک گلدان پر از گل است.
خوشحالم که آلبوم زندگی ات پر از عکس است.آن روزها با بغض و اما این روزها با شوق
ترانه ی عزیزم؛
همه ی ما در آلبوم عکس های زیادی را نگه داشته ایم که هر کدام از آنها ناامیدی و رنج و سختی روزگارمان را به ما گوش زد می کند.همه ی ما سایه ی شوم اعتیاد را با پوست و گوشتمان حس کرده ایم،و بارها از خداوند پرسیدیم چرا چرا چرا؟؟؟؟؟
اما ترانه ی عزیزم خوشحالم که با خیال راحت تمام خاطرات را این روزها ورق می زنی ، با غرور قدم می زنی .چون تو قهرمان زندگی ات هستی.
خوشحالم که زمانش رسید هم برای تو وهم برای ما ، حالا ما عکس های جدید می گیریم با چشمهای خوشحال و لب های خندان ،شانه به شانه ی هم و دست در دست هم .
ترانه ی عزیزم ؛
خوشحالم تو در لا به لای عکس ها و خاطرات من نیز قدم می زنی . تو سهمی از آلبوم زندگی من نیز داری و من همیشه امیدوارم در آسمان زندگی ات در اوج باشی.
نویسنده: همسفر میترا








نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد ؛ همسفران، دلنوشته، رد پای خاطرات،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic